سلاااااااااااام دانشجویان عزیز... لطف می کنید به این ادرس هم سر بزنید؟
http://setadiha.persianblog.ir/
این یه وب گروهیه که افتخار همکاری با استاد فرهیخته رو داره... ممنون میشم.

تولد آیسا ناز خاله مبارک
خاله فرشیده قربونت بره، حسابی مواظب باش که اون بابای جرزن و کلکت کادوهاتو کش نره... مامی شکموت هم کیکتو چپاول نکنه.
خودم میام اونجا یه جورایی سر کیک و کادو به تفاهم می رسیم.
خاله دوستت داره یه عالمه... اندازه ی یه قابلمه
میشه خاله سوال همیشگی خودشو بپرسه؟ می گم تو که دماغت انقدر کوچیکه چه جوری نفس می کشی؟
بوس بوس


در صدایت نیرویی وجود دارد که قلبم را می لرزاند و مرا از خود جدا می کند و روحم را در فضایی بی حد و اندازه به پرواز در می آورد و هستی را به صورت یک رویا نشانم می دهد . در صدایت سحری عجیب است که احساساتم را بر می انگیزد و این همان موسیقی کلام توست . نغمه سر دادی و لبخندی نثارم کردی . نغمه هایت را شنیدم و به واژه ها و جملات موزونی که از دهانت بیرون آمد گوش فرا دادم . من تو را با چشم گوش هایم مشاهده کردم و آهنگ درونت مرا از جوهر کلامت بی نیاز ساخت .
زمزمه های فرح بخش و شادی هستند که تو را به وجد می آورند و قلبت را در میان سینه ات به رقص وا می دارد . نغمه های آسمانی به گوش تو می رسد و اشک داغی را از دیدگانت بیرون می آورد و لبخندی را در میان لبهایت آشکار می سازد .
تو به دنیا آمدی و زبان موسیقی از آسمان برای تو وحی گردید . زبانی که مانند زبان های دیگر نیست بلکه از درون قلب با قلب سخن می گوید و آن سخن دلهاست
امید جان تولدت مبارک .

از ورای هر چه نیلگون نقره فام سوار بر تورق نفس های گرم و پر رنگ خدا شهابی دیگر درخشید و رها شد ، خورشید نتابیده سرخ شد و بدون شک زمین رقصید ، و این براده های شور و شوق وصف ناپذیر من است که می بارد بر دل آسمان . چگونه می توانم پنهانشان کنم ، مگر می شود ؟
تو حضوری سبزی همانکه می شناسمش بی تاب و پر از هق هق باران . دیده می شوی ، خوانده می شوی و لمست می کنم از اعماق . آشکارا و زلال و دل ما تنها به همین خوش است که تو را داریم . ببار ای سرود ابری و طراوت بخش این روزهای اسفندی مان باش و بمان تا همیشه خدا .
تقدیم به اسفندی هایمان به آنان که کاملا بهاری اند و پر شکوه . تقدیم به آنهایی که با قدم گذاشتن بر این دنیا سخاوتمندانه طبق های نور و غزل به دست نسیم سپردند تا موزون و بی کلام دل بی تاب زمینیان را نوازش دهند و روی بی رنگ مهتاب را گلگون سازند .
تقدیم به غروب عزیز که بی تردید طلوع تمام مهربانی هاست و مصداق بی بدیل تبلور نور و رنگ . تقدیم به زلال روشنی که با پاکدلی تمام قصور و کوتاهی ما را نا دیده گرفت .
از طرف : فریبا ، فرشیده ، آزاده ، سعید ، امید ، مسعود ، مرضیه

برف ها آب شدند و زندگی از خواب بیدار شد و به سوی دره ها و تپه ها رفت . با من بیا در کشتزارهای دور دست دنبال جای پای بهار برویم و از تپه ها صعود کنیم و وزش باد در میان سبزه زارها را بنگریم . جویبارها به راه افتادند و در میان صخره ها به رقص در آمدند و سرود شادی خواندند . گل ها از دل طبیعت بیرون آمدند . به راستی که زندگی گل ها عبارت از شوق و وصال است . بیا تا بقایای اشک های باران را از جام های نرگس بنوشیم و جانمان را با آواز گنجشکان شاد پر سازیم و بوی خوش باد صبا را استنشاق کنیم . کنار آن صخره بنشینیم . آنجا که بنفشه ها پنهان می شوند و خود را با بوسه های محبت آمیز غرق کنیم . در گذر گاه زندگی روزهایی به وجود می آید که تا آخرین لحظه ها یاد و خاطره اش همراه همیشگی ما می شود و هیچ گاه به حیطه ی فراموشی سپرده نمی شود . یکی از آن روزها که در تاریخ و تقویم به ثبت رسیده ٢٧ بهمن سالروز ازدواج فرخنده و پر یمن دوستان عزیزی است که نه تنها در دوستی بلکه در تمامی مراحل همانند خواهر و برادری مهربان برای ما و زن و شوهری نمونه در چارچوب زندگیشان هستند . ما این روز بزرگ و به یاد ماندنی را به سعید عزیز و فریبای مهربان تبریک گفته و به پاسداشت این روز فرشی از تمامی گل های سرخ دنیا را برای شما پهن می کنیم و برای ثمره این پیوند آیسا و سبای عزیز آرزوی موفقیت روز افزون داریم . سالروز پیوندتان مبارک .

بدینوسیله به اطلاع تمامی دوستان عزیز می رساند که کتاب "سبز اما به رنگ غروب" نوشته ی فریبا فوقانی به چاپ رسید. دوستان عزیز تهرانی جهت تهیه ی کتاب فعلا به آدرس "خیابان انقلاب، خیابان شهدای ژاندارمری، بین فخر رازی و 12 فروردین، پلاک 208، واحد 4، انتشارات اندیشه ی مانا، ساعت 9 تا 14" مراجعه نموده و در آینده ای نزدیک این کتاب در اکثر کتاب فروشی های تهران و شهرستان ها موجود خواهد بود.
با تشکر؛ فریبا فوقانی

البوم جدید اعجوبه ی قرن ( امید سکرت ) رسید.
صدای نسلی که او را می طلبد... آقای صدا... شاه ماهی هنر ایران!!!... سلطان جاز... قلب طپنده ی ترانه... شاه گل موسیقی ایران... اعتبار موسیقی... نقطه ی عطف صدا... صدایی به وسعت دریاها... صدایی برای تمامی نسلها... فریاد نسل جوان و افتخار ستاد و ستادی ها.
با نهایت افتخار از طریق این وبلاگ انتشار آلبوم هنرمند محبوب و شهیر زمان " امید سکرت" را به اطلاع کلیه ی دانش پژوهان عزیز می رسانم... با خرید آ لبوم اورژینال این هنرمند خوبمان را حمایت کنید و برای سفارش سی دی و عرض تبریک به این آدرس مراجعه کنید.
http://www.s-p-r.blogsky.com/

تقدیم به اونکه خودشو به مریضی زده ، دست بردار هم نیست.
سلام بر دانش پژوهان سخت کوش و گرامی... تاخیر استادتون رو در گذاشتن پستهای پربار و کم نظیر، ببخشید. حتما تا حالا همگی می دونید که این استاد فرهیخته و در عین حال فروتن، مشغول پرستاری از یک ام الامراض پیر و مردنی که همیشه به نحوی خودشو به مریضی می زنه بوده.
یک ماه و چند روزه که این خانوم لوس و ننر، همه ی ما رو سر کار گذاشته و خودشو بدجور به ناخوش احوالی زده ولی نمی دونم چرا هر چی اسکن و ام آر آی و آزمایش و غیره ذلک رفته، هیچیش نیست و مثل گرگه؟!
بالاخره از اونجا که ایشون چند تا خانواده رو علاف خودش کرده و با روش های علمی به جایی نرسیدیم، تو هفته ی پیش از فرط ناچاری به جدیدترین و موثرترین روش معالجه رو آوردیم و برای حضرت عالیه تخم مرغ شکستیم... بله درست شنیدید، تو هزاره ی سوم برای درمان سردرد و سرگیجه تخم مرغ شکستیم!!! و نکته ی بسیار مهم و مورد نظر بنده اینه که....تخم مرغ به اسم جناب آقای سعید خان در اومد!!! و ما دسته جمعی به این نتیجه رسیدیم که باید از خجالت ایشون در بیایم و حالشون رو جا بیاریم و با هر متدی که بلدیم خدمتشون برسیم ( چوب، زنجیر، قفل فرمون، نانچیکو..... آآآآآی فری کجایی که سعیدتو کشتن) البته اشتباه نکنید... نه بخاطر اینکه خواهر عتیقه و آنتیک ما رو چشم زده بود بلکه به علت تعجب از این همه بدسلیقه گی ایشون!!! آخه این پیرزن تحفه ی رفتنی چه حسنی جهت چشم زدن داره؟!!!!!!!!!
البته کار ما از تخم مرغ و تخم شترمرغ شکستن هم گذشته ولی ایشون همچنان دو دستی تختخواب رو چسبیده و دل نمی کنه... البته اگر شما هم بودین و یه کلفت مجانی داشتین، دست بردار نبودین... درست نمی گم؟ ( استغفرالله، مگه میشه استاد درست نگه؟!)
پی نوشت اول: معالجه ی دردهای لاعلاج و با علاج شما با جدیدترین متد دیجیتالی، کامپیوتری، رمل و اسطرلابی و تخم مرغی را عهده دار می شویم!!!!
پی نوشت دوم: مورد توجه بعضیا... هر چی غلط املایی دارم، خوب کاری کردم و دلم خواسته اشتباه بنویسم.

بهشت زیر پای مادران است
سلام به دانش پژوهان عزیز:
تا حالا دقت کردین وقتی قراره یه اتفاق خوب و خوشحال کننده بیفته یه دفعه چندین و چند مورد پشت سر هم پیش میاد که یکی بیشتر از قبلی شما رو سرحال میاره و خوشحال می کنه.
تو هفته ای که گذشت رضا تهرانی( صاحب هفتصد وبلاگ سلام همسایه ی در پیت) چاق و زشت و غیرقابل تحمل، بابا شد. هر چند من خیلی ذوق کردم و خوشحال شدم ولی دلم برای اون گوگوری مگوری خوشگل( الینا خانوم) که الهی قربونش برم میسوزه، چون طفل معصوم چه گناهی کرده که همچین بابای خل و چل و استقلالی داشته باشه؟ به هر حال براش ارزوی سلامت و موفقیت می کنم و از خدا میخوام که زیر سایه ی پدر و مادر عزیزش بزرگ بشه.
حالا بریم سر اصل مطلب
ماشالله هزار ماشالله ستادمون خوب پربرکت شده... دیروز یکی دیگه از ستادیا صاحب دو تا بچه شده که فقط یه تفاوت کوچیک با رضا تهرانی داره... رضا بابا شد ولی غروب عزیز نه تنها یکبار بلکه دوبار مادر شد!
بدرستی که بهشت زیر پای مادران است... شاید شما دانشجویان عزیز بخوبی من این عضو دوست داشتنی، لطیف و ظریف ستاد رو نشناسید ولی من از نزدیک به اخلاق والا، طبع لطیف و روح و احساس ستودنی و مادرانه ی او آشنا هستم... خوشا بحال کودکان نازنینی که از شیره ی جان تو تغذیه و در آغوش گرم مقدس مادرانه ی تو رشد می کنند.
ساناز و الناز عزیزم، تبریک خاله و دیگر اعضای ستاد را پذیرا باشید و به داشتن چنین مادری که با نه ماه زحمت و رنج شما را در بطن خود پرورش داد افتخار کنید.
از طرف:
فری، فرشیده، آزاده... سعید، روح خبیث کیا، امید، رضا تهرانی و مسعود تازه دوماد( ایشالله بابا شدن تو رو ببینم)
برای تبریک به این ادرس سر بزنید... لطفا کوتاهی نکنید... مادر بسیار حساس و زود رنج است به توجه شما نیاز دارد
پیونشت:
تبریک به محمد حسین عزیز...
در امتداد سحر آن هنگام از سپیده ی صبح که همراه با نسیم خنک بهاری گونه های کودکانی که آرام و معصومانه آرمیده اند یخ می کند قاصدی از راه رسید تا مرا به جشن سبز بنفشه های همیشه سبز دعوت نماید و خود شبنم وار به استقبال غنچه های گل سرخ فت که موسم میلادشان نزدیک است.خیلی مهربان به نظر می رسید. بقچه ی دلش را که صاف و ساده بود پهن کرد و دست در دست ما نهاد. او را بهار میزبان گشت و گل به دامنش ریخت. زنگوله ای از موسیقی زیبای آب به پای این همه درخت سرفراز آویخته شد و طنین این صدای معصوم مرا به نماز واداشت.
ای شوه آفرینش سالروز این همه زیبایی را تبریک می گوییم.

تقدیم به کودکی که تازه چشم به جهان گشوده است :
بالاخره بعد از ماه ها انتظار به دنیا آمدی ، به دنیایی که خودت آیینه ای هستی برای نشان دادن زیبایی ها و زشتی هایش . خانواده چه خون دل هایی که در این ماه ها برای نخورده اند و چه سختی هایی که برایت متحمل نشده اند . هر روز به شوق فردایی نا معلوم چشم می گشایی و می خندی ، دست و پایت را نرم و موزون تکان می دهی و با همه دوست می شوی حتی با دیوارها و پرده ها . هر روز به شوق فردایی نا معلوم اخم می کنی ، بهانه می گیری و گریه می کنی . در بارش بوسه ها سبز و عطر آگین می شوی مثل پونه و ریحان . زلالینه تر از تو کیست که صدای تاریک ما را غرق روشنی کند ؟ زرینه تر از تو کیست که بر شب های روح ما بتابد ؟ کاش می شد پنچره ای رو به دنیای شیرین تو باز کرد و کاش می توانستیم حرف های دل را بر حاشیه بال کبوتران بنویسیم و به سمت تو پرواز دهیم . می دانم که ماه هر شب خود را در آیینه چشم تو برانداز می کند و کهکشان راه شیری از کنار دهان خوشبوی تو می گذرد . می دانم که ابرها به خاطر دیدن روی تو مدام بالای سر شهرمان قدم می زنند و صبح در سر انگشتان کوچکت تکثیر می شود پس بگذار پیش از آنکه غم روزگار بر چهره زیبایت بنشیند و در طوفان زمانه سرگردان شوی بوسه ای بر چهره سراسر معصومت روانه کنم .
پ . ن : با خبر شدیم که یکی از دوستان خوب ستادی ما ( رضا تهرانی ) به تازگی پدر شده . این اتفاق فرخنده را از طرف تمامی اعضای ستاد به ایشان و همسر محترمشان تبریک گفته و آرزوی سلامتی برای خانواده این عزیز داریم .

تقدیم به خواهر استاد بزرگ و فرهیخته
یه پست به قول بعضیا آبکی... زورکی... الکی تقدیم به بعضیا ی دیگه که فکر می کنن ما خدای نکرده خ.... و نمی فهمیم که خودش رفته انقدر به وب خودش رای داده که یه رتبه ی سوپر الکی آورده و حالا بهش می نازه!!!!
اصلا از کجا معلومه که تو راست بگی؟... کی اونجا بوده و رتبه ی ششم محتوا رو برای تو دیده؟... ما که نبودیم چرا باید این محالات رو بپذیریم؟
از کجا معلوم تو گرد نخود استفاده نکردی و توهم نزدی؟... خجالت داره... سن و سالی ازت گذشته... پیر و فرتوت شدی... واسه چی خالی میبندی؟
به هر حال از اونجا که دیگر ستادیای تحفه و زودباور برداشتن پست تقدیم کردن... منم سخاوت به خرج می دم و این پست پربار و عمیق رو تقدیمت می کنم... هر چند که هر کی ندونه من می دونم اینا تمام فیلمه... اونم یه فیلم کمدی... خودم بزرگت کردم، فری جون... می دونم هیچ آش دهن سوزی نیستی.
